آیا احتمال مذاکره ایران و آمریکا ریسک ‘حملات ناگهانی’ را افزایش می‌دهد؟

اهمیت موضوع:
, آیا احتمال مذاکره ایران و آمریکا ریسک ‘حملات ناگهانی’ را افزایش می‌دهد؟, آخرین اخبار ایران و جهان و فید های خبری روز, آیا احتمال مذاکره ایران و آمریکا ریسک ‘حملات ناگهانی’ را افزایش می‌دهد؟, آخرین اخبار ایران و جهان و فید های خبری روز, آیا احتمال مذاکره ایران و آمریکا ریسک ‘حملات ناگهانی’ را افزایش می‌دهد؟, آخرین اخبار ایران و جهان و فید های خبری روز, آیا احتمال مذاکره ایران و آمریکا ریسک ‘حملات ناگهانی’ را افزایش می‌دهد؟, آخرین اخبار ایران و جهان و فید های خبری روز, آیا احتمال مذاکره ایران و آمریکا ریسک ‘حملات ناگهانی’ را افزایش می‌دهد؟, آخرین اخبار ایران و جهان و فید های خبری روز
Loading...
, آیا احتمال مذاکره ایران و آمریکا ریسک ‘حملات ناگهانی’ را افزایش می‌دهد؟, آخرین اخبار ایران و جهان و فید های خبری روزحق نشر عکس FOX NEWS
Image caption به نظر می رسد در تحلیل دورنمای مذاکره ایران و آمریکا، باید گذشته از متغیرهای سنتی همچون مواضع مسئولان ارشد دو کشور، وضعیت یک متغییر خاص یعنی “احتمال وقوع حملات ناگهانی در حاشیه خلیج فارس” را هم در محاسبه وارد کرد

پس از حملات ۲۳ شهریور به یک پالایشگاه و یک میدان نفتی عربستان، دستگاه های اطلاعاتی آمریکا منشاء حملات را داخل خاک ایران دانستند و وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی این ادعا را رد کرد. همچنین، رئیس جمهور آمریکا گفت واشنگتن ممکن است علیه عامل حملات دست به “اقدام نظامی” بزند و تهران پاسخ داد که در صورت وقوع حمله، با آن مقابله خواهد کرد.

دونالد ترامپ از سوی دیگر، بلافاصله بعد از حملات گزارش‌های حاکی از آمادگی خود برای دیدار با مقام‌های ایرانی “بدون پیش شرط” را رد کرد. این در حالی است که در ۱۹ شهریور وزیر خارجه آمریکا، همزمان با برکنار شدن جان بولتون مشاور سابق امنیت ملی رئیس جمهور، صراحتا از آمادگی دونالد ترامپ برای ملاقات “بدون پیش شرط” با حسن روحانی خبر داده بود. آن هم در شرایطی که گزارش شده بود آقای بولتون، پیش از برکناری، به‌شدت با ایده کاهش تحریم‌های ایران برای زمینه سازی ملاقات روسای جمهور دو کشور مخالفت کرده است.

در ۲۰ شهریور، خود دونالد ترامپ هم در پاسخ به سوالات خبرنگاران، امکان کاهش تحریم های آمریکا در صورت ملاقات با حسن روحانی را رد نکرده بود؛ در حالی که پیشتر، به صراحت گفته بود این امکان -که آقای روحانی به عنوان پیش شرط گفتگو با واشنگتن مطرح کرده بود- مردود است.

به عبارت دیگر، تردید چندانی وجود ندارد که حملات اخیر به تاسیسات نفتی عربستان، که نیمی از صادرات نفتی این کشور را مختل کرده، “یک شبه” دورنمای گفتگوی تهران و واشنگتن پس از برکناری جان بولتون را به فضای جدیدی تغییر داده که موضوع آن، هرچه باشد، مذاکره نیست.

سوابق حملات مشابه قبلی

در حالی که تهران دخالت خود در عملیات ۲۳ شهریور را رد کرده، حوثی ها مسئولیت این عملیات را بر عهده گرفته اند.

قبول رسمی مسئولیت عملیات از جانب حوثی ها، سوای بحث هایی که در مورد صحت آن در جریان است، معنای تلویحی مشخصی دارد: اینکه فرضیاتی از قبیل انجام حملات اخیر از جانب دشمنان خارجی جمهوری اسلامی -مثلا برای افزایش فشار بر تهران- مبنایی ندارد. چرا که هرچند ممکن است در مورد میزان هماهنگی عملیات نظامی یمنی‌ها با تهران اختلاف نظر موجود داشته باشد، اما این احتمال منتفی است که نیروهای حوثی مسئولیت عملیاتی را بر عهده بگیرند که حتی احتمال برود “توطئه” دولت های دشمن یا رقیبِ حکومت ایران بوده است.

درنتیجه، فارغ از اظهارنظر در مورد منشاء حملات چهار روز پیش، پرسش مهم این است که چرا باید نیرویی نظامی -که به دشمنان یا رقبای تهران وابسته نیست- درست در زمانی که احتمال مذاکره ایران و آمریکا از هر زمان دیگری در دو سال اخیر بیشتر شده، دست به “بزرگ‌ترین عملیات نظامی تاریخ” علیه منابع نفتی عربستان سعودی بزند؟

این پرسش، به‌ویژه زمانی اهمیت می یابد که در کنار مجموعه ای از دیگر حملات ماه های گذشته به مسیرهای صادرات نفت در منطقه خلیج فارس و دریای عمان قرار بگیرد.

یکی از حملات، که علیه دو نفتکش حامل نفت صادراتی ژاپن صورت گرفت، در ۲۳ خرداد یعنی درست در همان روزی انجام شد که نخست وزیر ژاپن برای انتقال نامه رئیس جمهور آمریکا به آیت الله خامنه ای، در تهران به سر می برد.

در پی این واقعه، ایران به دست داشتن در حملات متهم شد و وزارت خارجه با تکذیب دخالت تهران، همزمانی حملات با سفر نخست وزیر ژاپن را “مشکوک” -به معنی احتمال انجام حملات از جانب دولتی بیگانه – دانست. هرچند این موضع، با توجه به تجربه ۷ اسفند آقای ظریف، که در جریان سفر رئیس جمهور سوریه به ایران -در معیت فرمانده نیروی قدس- قرار نگرفته بود، این سوال را برجسته کرد که آیا وزارت امور خارجه، لزوما در جریان تمام تصمیمات نیروی قدس قرار دارد یا نه؟

یک ماه پیش از آن، در ۲۲ اردیبهشت، خرابکاری در دو نفت‌کش عربستان و دو کشتی تجاری دیگر در نزدیکی سواحل امارات، باعث آتش سوزی گسترده در آنها شده بود. آن حملات، سه روز پس از آن صورت گرفت که به دنبال اظهارات ظاهرا متفاوت دونالد ترامپ در مورد مذاکره با تهران، گمانه زنی ها در مورد مذاکره طرفین بالا گرفته بود.

دلیل متفاوت به نظر رسیدن اظهارات رئیس جمهور آمریکا این بود که انتظارات خود را از مذاکره با تهران، به موضوع هسته ای محدود می دانست که، حداقل در ظاهر، نوعی عقب‌نشینی از انتظارات بسیار گسترده تری محسوب می‌شد که پیشتر مطرح کرده بود. موضع جدید آقای ترامپ این بود که: “ما فقط نمی خواهیم که آنها سلاح هسته ای داشته باشند که این خواسته بسیار زیادی نیست.”

به هرترتیب، حملات ۲۲ اردیبهشت نیز، متهم شدن ایران و تکذیب وزارت خارجه را به دنبال داشت.

تنها دو روز پس از آتش سوزی در کشتی ها، در ۲۴ اردیبهشت، حملاتی پهپادی خط لوله انتقال نفت عربستان از شرق به غرب را هدف قرار داد که به توقف انتقال نفت از این خط لوله و بالا رفتن قیمت نفت در بازار جهانی منجر شد. در آن زمان، مانند مقطع حملات اخیر، شبه‌نظامیان حوثی مسئولیت عملیات را بر عهده گرفتند.

فرضیه ارتباط زمانی حملات با دورنمای مذاکره

گذشته از اینکه هر کدام از عملیات ماه های اخیر، مشخصا از جانب چه نیروهایی صورت گرفته باشد، تمرکز کم‌سابقه آنها بر “اهداف مرتبط با صادرات نفت” و نزدیکی زمانی‌شان با مقاطع حساسی که ظاهرا دورنمای مذاکره تهران و واشنگتن تقویت شده، قابل تامل به نظر می‌رسد.

البته این احتمال، کاملا منتفی نیست که چنین نزدیکی‌هایی، تصادفی باشند. ولی تکرار آنها در مقاطع کمابیش مشابه، فرضیه تصادفی بودن عملیات مشابه را تضعیف کرده است.

درحقیقت، حتی در صورت انجام چنین عملیاتی از سوی حوثی ها، تردیدی وجود ندارد که امکانات و تکنولوژی لازم برای حملاتی از نوع اخیر، فراتر از توان این گروه شبه نظامی یا حتی ارتش سابق یمن است. در نتیجه حتی در آن صورت، تامین کنندگان چنین امکاناتی برای حوثی‌ها، با سلسله حملات اخیر علیه تاسیسات نفتی منطقه “همراه بوده اند”. رویکردی که به ویژه، در استقبال به‌شدت گسترده طیفی از نشریات حکومتی ایران از عملیات حوثی‌ها نمود داشته است.

یک تفسیر رایج در میان حامیان این نوع عملیات برون مرزی -فارغ از آنکه از جانب نیروهای سپاه صورت گرفته باشد یا متحدان منطقه ای‌‌شان- آن است که چنین حملاتی، با هدف بازدارندگی در مقابل تهدیدات نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران صورت می گیرند.

این فرضیه، ممکن است در مورد طیفی از پروژه های برون مرزی نیروی قدس سپاه، قابل فهم باشد. اما قبول چنین فرضیه ای در ارتباط با حملات ماه های اخیر علیه اهداف نفتی، با پیچیدگی هایی خاص مواجه می شود؛ از جمله اینکه حمله ها، از قضا درست در زمان‌هایی صورت گرفته اند که احتمال “مذاکره” -و نه حمله نظامی- تقویت شده بوده. تا حدی که به عنوان نمونه، بلافاصله پس از برکناری جنجالی جان بولتون به عنوان سرسخت ترین حامی حمله نظامی به ایران، بزرگ‌ترین حمله علیه تاسیسات نفتی عربستان خبرساز شده است.

دیگر فرضیه “خوش‌بینانه” در مورد زمان‌بندی چنین حملاتی -که در میان طیفی از حامیان حکومت ایران طرفدارانی دارد- این است که طراحان آنها، عملیات خود را برای ایجاد موقعیت برتر برای جمهوری اسلامی و متحدانش در پای میز مذاکرات احتمالی در آینده انجام می دهند.

این فرضیه، اگر ریشه ای در واقعیت داشته باشد، یادآور تجربیاتی هشداردهنده‌ در سطح منطقه و از جمله “نتیجه‌گیری معکوس” طالبان از اتخاذ رویکردی مشابه در جریان گفتگوهای صلح با واشنگتن است. تجربه ای که به بیان مختصر عبارت بود از افزایش حملات نظامی نیروهای طالبان برای افزایش قدرت چانه زنی خود در مذاکرات، در شرایطی که یک اشتباه محاسبه عملیاتی (کشته شدن یک سرباز آمریکایی در حمله انتحاری ۱۴ شهریور در کابل) کل فرایند مذاکره را به هم زد.

در نهایت، فرضیه بدبینانه تری که باقی می ماند، آن است که عاملان انجام حملات اخیر علیه اهداف نفتی، هر که هستند، به صراحت هدفِ “بر هم زدن بازی” و غیرممکن کردن مذاکرات تهران و واشنگتن را دنبال می کنند. فرضیه ای که زمان‌بندی حملات مشابهِ ماه‌های اخیر، و مشخصا زمان وقوع آخرین حمله از این نوع، موضوعیت آن را افزایش داده است.

در هر صورت، فارغ از اینکه حملات ماه‌های اخیر از سوی حوثی ها، سپاه پاسداران یا حتی گروهی دیگر صورت گرفته باشند، و گذشته از آنکه با هدف جلوگیری از مذاکره یا زمینه سازی معامله انجام شده باشند، وجه مشترک تمامی این احتمالات آن است که -به نوعی- حملات علیه اهداف نفتی را با دورنمای مذاکرات احتمالی تهران و واشنگتن مرتبط می کنند.

وجود ارتباطی اینچنینی به این معنی خواهد بود از این پس در تحلیل دورنمای گفتگوی طرفین در هر زمان معین، باید گذشته از متغیرهای سنتی همچون مواضع مسئولان ارشد ایرانی و آمریکایی، وضعیت یک متغییر خاص یعنی “احتمال وقوع حملات ناگهانی در حاشیه خلیج فارس” را هم در محاسبه وارد کرد.

نظرات